عشــــقت شوخــــی زیبایی بود

که با قلــــــب من کردی

زیبــا بـــــود …

امّا…شوخی بــود

حالا . . .

تو بی تقصیری!

خدای تو هم بی تقصیر است

 

 

تمام این تنهایی تاوان اشتباه خود

 

بهترین احــساس...

رسیدن به آرامــــش است ...

کنار کسی که ...

تو را می فهمد و دوستت دارد ...

 من است

 


چهار فصل زندگی را عشق است . . .

اگر لحظه ای تو یاد من باشی ! ! !



شبی شاید امشب

زیر نور یک واژه خواهم نشست

و هم زمان با پایان آخرین برگ خاطراتم

خواهم نوشت ...

" پایان "



گاهی دلم هوس شیطنت می کند

از همان شیطنت هایی که

حرف تو پشت بند آن است

که می گویی

" مگه دستم بهت نرسه "

 

+ نوشته شده توسط امین در شنبه سوم خرداد 1393 و ساعت 10:41 |

اول به نام عشق . . . دوم به نام تو . . . سوم به یاد مرگ . . .

بر لوح شیشه ای قلبت بنویس :

یا تو و عشق ، یا من و مرگ زمان!

به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست ….

بوسیدن قول ماندن نیست …..

و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست !
.
.
.

مرداب برای به دست آوردن نیلوفر سالها میخوابه تا آرامش نیلوفر بهم نخوره.

پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش سالها صبر کن !

.
.
.

همه لرزش دست و دلم از آن بود

که عشق پناهی گردد،

پروازی نه

گریزگاهی گردد.

آی عشق آی عشق

چهره ی آبی ات پیدا نیست.

.
.
.

نه به دیروز هایی که بودی می اندیشم . . .


نه به فرداهایی که شاید بیایی . . .


میخواهم امروز را زندگی کنم . . .


خواستی باش . . .خواستی نباش . . .

.
.
.

عشق من

نگو بار گران بودیم و رفتیم . . .

نگو نامهربان بودیم و رفتیم . . .

اخه اینها دلیل محکمی نیست . . .

بگو با دیگران بودیم و رفتیم . . .

.
.
.

میدانی رفیق . . .هر چقدر هم بگویی :

مرد ها فلان . . . زن ها فلان . . .

تنهایی خوب . . . و از این حرفها . . .

هر چقدر هم که مغرور باشی آخر روزی قلبت برای یکی تندتر میزنه . . .

شک نکن . . .

+ نوشته شده توسط امین در شنبه سوم خرداد 1393 و ساعت 10:34 |
آرزوهایم....
191.jpg

فقط تنهایی....

تنها نشسته ام...

چای مینوشم، و بغض می کنم !

هیچکس مرا به یاد نمی آورد !

این همه آدم، روی کهکشان به این بزرگی !

و من ...

حتی آرزوی یکی نبودم ...

این روزها....
"این روزها جای خالی " تـو " را با عروسکی پر می کنم ...!
همانند توست ، مرا دوست ندارد ...

احساس ندارد !

اما هر چه هست...

" دل شـکـســتـن " بلد نیست ...


Naghmehsara.ir80o8.jpg





چقدر باید بگذرد؟؟؟؟؟

چقــدر باید بگذرد؟؟

تا مـن

در مـرور خـاطراتم

وقتی از کنار تــو رد می شوم.

تنـــم نلــرزد

بغضــم نگیــرد.


عکس عاشقانه


برچسب‌ها: جملات زیبا, جملات غمگین, جملات احساسی
[ 10Comment ] - [شنبه سوم اسفند 1392] - [mohadeseh]
خاطره...

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﺷﺪﯼ ...
ﺗﯿﮏ ﺯﺩﻥ ✔

ﺑﮕﻮ ﺑﺨﻨﺪ →

ﺩﻭﺳﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ♂

ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ♀

ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺘﯿﻢ ♬

ﮐﻮﻓﺖ ...

ﺯﻫﺮﻣﺎﺭ ...

ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﺍ ﺗﻌﻄﯿﻞ ... ✘!!!

ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﻣﻦ . . .

ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﻡ !
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﺕ . . .
ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﺕ . . .
ﺷﯿﻄﻨﺘﺎﺕ . . .
ﻏﺼﻪ ﻫﺎﺕ . . .
ﺍﺧﻤﺎﺕ . . .
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺕ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ !!
ﺗﻮ ﻓﮏ ﮐﻦ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﻢ
و چه زیبا گفت فروغ :


تنها صداست که میماند


و امان از صدای او که ابدی شد در گوش من …


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

آن شب …


که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را …


تماشا می کرد …


آن شب که شب پره ها …


عاشــقـــانه تر …


نــــور را می جســـتند …!


و اتاقم …


سرشار از عطر بوسه و ترانه بود… !


دانستم…


تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی…!

 

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

+ نوشته شده توسط امین در شنبه هفدهم اسفند 1392 و ساعت 8:41 |
دریـــــــــــــــــــــــــــــــا

به ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست

 

 

این چندمین شب است که من با تو نیستم
این چندمین شب است که در شعله زیستم

این عکس اول است که با هم گرفته‌ایم 
من بی‌قرار مستی لبخند کیستم؟!‏ 

این عکس دوم است در آغاز تشنگی 
هم بغض آب قمقمه‌ات را گریستم 

این عکس آخر است که لبخند می‌زنم 
این‌جا کمی شبیه به زخم تو نیستم؟ ‏

این عکس آخر است که با هم گرفته‌ایم 
از ترس مرگ نیست که در عکس نیستم 

بر سنگ تابناک تو رمزی نوشته است 
دیگر اجازه نیست کنارت بایستم 

امشب تمام خاطره‌ها را گریستم 
این چندمین شب است که من بی تو نیستم


 

امـــروز نــه چـایـــ م دارچیــن داشـت
نـه قهـــوه ام شکــر
نــه اینکــه نــخواهـم
حـــوصله اش را نــداشتــم
یعنـــی مــی دانـــی..
امـــروز نــبـودم
نــه!
امـــروز اصــلا نـبـــودم
مــن کـه خیلــی وقـــت اسـت
نـ.یـ.سـ.تـ.مـ..
امـــروز آفتــاب بـــود..بهــــار بــــود...
راحـــت بگویــمــت
امـــروز تــــو بایـــد مــی بـــودی
همـــه ی روزهـا بـه کنــار
تــو امــروز را عجیــب بـه مــــــن

وبه چشمهای منتظرم 

بـ.د.هـ.کـ.ا.ر.ی. . .


 

 

تورا گم کرده ام امروز...

وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سرد وسنگینند.

وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند،

نمی دانی چه غمگینند.

چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو

نمیدانم چه خواهد شد؟؟؟

پرازدلشوره ام،بی تاب ودلگیرم 


کجا ماندی که من بی توهزاران بار

درهرلحظه می میرم!!!
+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه پانزدهم بهمن 1392 و ساعت 9:49 |

اس ام اس غمگین جدایی عاشقانه

سخت است بغض داشته باشی و بغضت را

هیچ آهنگی نشکند جز صدای کسی که دیگر نیست

اس ام اس غمگین عاشقانه

قلبم این روزها سخت درد می کند

کاش یک لحظه می ایستاد تا ببینم دردش چیست ؟


اس ام اس غمگین عاشقانه

تو با من تموم کردی

من هم بی تو …

اس ام اس غمگین عاشقانه

کلافه ام شبیه کرمی که نمی داند

ماهی را از زندگی رها کند یا گنجشک را از مرگ

اس ام اس غمگین عاشقانه

هنوز مثل سابق مهربانم

اما دیگر کسی صدایم نمی کند مهربانم …

اس ام اس غمگین عاشقانه

وقتی می گویند نیست

کاغذ را گفته باشند یا برق را یا هرچه را ، فرقی ندارد

من یاد تو می افتم !

اس ام اس غمگین عاشقانه

روی دیوار روی سایه ای که به جا مانده از تو چشم می کشم

و دهانی که بخندد به این همه تنهایی و انتظار !

این خانه بعد از تو فقط دیوار است

و تکه ذغالی که خط می کشد نیامدنت را …

اس ام اس غمگین عاشقانه

درد یعنی او هست اما نه برای من …

اس ام اس غمگین عاشقانه

مرا چه به فال حافظ که یوسفم را سال هاست گرگ خورده است

و در قحطی عشق چنان به سنگ ها دلبسته ام که حتی

میان فال ها هم کلبه ی احزان من گلستان نمی شود

اس ام اس غمگین عاشقانه

تمام ذهن مرا گرفته است

نام تو

یاد تو ، کلام تو ، نگاه تو ، صدای تو

ولی دستانم خالیست !

+ نوشته شده توسط امین در یکشنبه پانزدهم دی 1392 و ساعت 8:53 |

موهایم را آنقدر کوتاه میکنم



تا خاطره انگشتانت را از یاد ببرند . . .



دیری نمی پاید ، خاطراتت دوباره می رویند . . . !




 


در تو صیادى ست با آب و دانه و هزار چاقوى تیز



و در من حماقتى گنجشک وار که آسوده مى کشاندم بر بام تو !


بیا باران را دعوت کنیم


به جشن دلتنگی رازقی


بیا دوباره عادت کنیم


به بغض غریبانه عاشقی





 قصــّه ي اصحاب کهف يک شوخيــست ...



اينجا يک روز که بخوابــي همه تو را از ياد مي برند ! !



گفتي با من بمان!


با تبسمي تلخ گفتم، مي مانم


گفتي با من بخند


اشکم را قورت داده و خنديدم


گفتي با من راه بيا، قدم به قدم


من شانه به شانه آمدم


من !


ماندم، خنديدم ، عشق ورزيدم


اما تو رفتي و گفتي


مگر عشق رسيدن و ماندن است؟!


مو به مو که نمي شود همه چيز را گفت


من به اندازه موهايت،


به تمام آن چيزها که قرار بود بينمان بماند،


وفادار ماندم …






ديگــر قـــاصـدک هــا بـه دست مـــا نميرسنــد!


چـــون شــرم دارنــد پيغــــام چنــد نفــــر را


بـِــه يـــک مقصـــد ببــــرنـــد..!!



من چشمهايـــم را بستم و تو قايــم شدي..


من هنـــوز روزها را مي شــمـــــــــــارم!…


و تـــو پيدا نميشوي !


يا من بازي را بلــد نيستم ،



يا تو جر زدي..!!


گفته بودند که از دل برود يار چو از ديده برفت


سالها هست که از ديده‌ي من رفتي ليک


دلم از مهر تو آکنده هنوز


دفتر عمر مرا


دست ايام ورقها زده است


زير بار غم عشق


قامتم خم شد و پشتم بشکست


در خيالم اما


همچنان روز نخست


تويي آن قامت بالنده هنوز


در قمار غم عشق


دل من بردي و با دست تهي


منم آن عاشق بازنده هنوز


آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش


گر که گورم بشکافند عيان مي‌بينند


زير خاکستر جسمم باقيست


آتشي سرکش و سوزنده هنوز




بي تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند

سالها، هجري و شمسي، همه بي‎خورشيدند


از همان لحظه که از چشم يقين افتادند

چشم‎هاي نگران آينه‎ي ترديدند


نشد از سايه‎ي خود هم بگريزند دمي

هر چه بيهوده به گرد خودشان چرخيدند


چون به جز سايه نديدند کسي در پي خود

همه از ديدن تنهايي خود ترسيدند


غرق درياي تو بودند ولي ماهي‎وار

باز هم نام و نشان تو ز هم پرسيدند


در پي دوست همه جاي جهان را گشتند

کس نديدند در آيينه به خود خنديدند


سير تقويم جلالي به جمال تو خوش است

فصل‎ها را همه با فاصله‎ات سنجيدند


شب من پنجره اي بي فردا



روز من قصه ي تنهايي ما



مانده بر خاک و اسير ساحل



ماهي ام ، ماهي دور از دريا

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه نوزدهم آذر 1392 و ساعت 20:4 |

بچه ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ می زنن

ولی گنجشک ها جدی جدی می میرن

آدما شوخی شوخی به هم زخم می زنن ولی قلبا جدی جدی میشکنن

تو شوخی شوخی به من لبخند زدی من جدی جدی عاشقات شدم

تو هم یه روز شوخی شوخی تنهام می زاری منم جدی جدی بی تو می میرم

 


امروز پاییزیم
هوای دلم ابری است
هوای چشمانم بارانی است
وصدای خش خش خورد شدن غرورم ازدوربگوش میرسد
دراین هوای عاشقانه کسی هوس پیاده روی نکرده است ؟

 


 



اشکهایم را نگه میدارم
چشمانم ازاشکی که درآن حلقه زده می درخشد
اما نمیگذارم قطره ای ازاین اشک بیرون بریزد
دردی تمام قفسه سینه ام را می فشارد
امانم رابریده است
نفس عمیقی میکشم
صورتم ازاشک پرمیشود
فشاردرد کمترآزارم میدهد
بین قلب و چشم همیشه ارتباط مستقیمی برقراراست
چه زمانی که عاشق میشوی و چه زمانی که شکست میخوری

 






 بخود قول داده ام اولین برف زمستانی که بارید برایت چای درست کنم
باعشق
دوفنجان بلوری کنارهم منتظراولین برف زمستانی هستند
شاید بجای قند لبانت را ببوسم
می خواهم لذت گرم شدن را درکنارتو تجربه کنم
اولین برف زمستانی که ببارد من یخ خواهم زد
نه توهستی نه چای عشق
بیچاره فنجانهای بلوری آنها نیز گرم شدن را تجربه نخواهند کرد

 

 




دلم که شکست شکست
دیگرلازم نیست برگردی خورده هایش را ازجلوی پاهایم جمع کنی

 


اگرباران ببارد خاطراتت را زیرباران رها خواهم کرد
شاید کمی کمرنگترشوند

 


 



عشق من
مراقب چشمانت باش
وقتی به من خیره میشوی درچشمانت زنی را میبینم که عاشقت شده است



 

فشار آرام دستانت را دوست دارم
وقتی که مردانگیت را به رخ انگشتانم می کشی

 

به ﺑﻌﻀﯿﺎﻡ ﺑﺎید ﺑﮕﯽ :

☻ ﺑﻪ ﺷﺨﺼﯿﺘﺖ ﺗﺎﻓــﺖ ﺑﺰﻥ ﺑﻠﮑﻪ ﯾﻪ ﮐﻢ ﺛﺎﺑﺖ ﺷﻪ ☻

••• ﯾکـــــــــــ "ﺑــــــــــﺮﻭ" ﺑــﺮ ﺯﺑــآﻧــﻢ ﺁﻣــــــــــــــﺪ
••• ﺑــــــــــــﻪ ﺧــﺎﻃــــــــــﺮِ ﺗــــــ♥ــــــﻮ •••
ﻭ ﻫــــــــﺰﺍﺭﺍﻥ ﻫــــــــــﺰﺍﺭ "ﺑــــــــــــــﻤــــــــﺎﻥ" ﺩﺭ ﺩﻟـــــ♥ــــﻢ ﻣـﺎنـــــد ••• !!
 




باران شده ای!

یک لحظه می باری

یک هفته بیمارم


نه بهار با هیچ اردیبهشتی،

نه تابستان با هیچ شهریوری،

و نه زمستان با هیچ اسفندی،

اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نمی آید؛

پـائیز مــهری دارد کـه بـــَر دل هـر خیـابان می نشیند...

 

 

 

 بی کلام این جا باش!

 بودنت با دل من

 بی صدا هم

 زیباست

 


 

 

 شهر من جایی ست... که آفتابش از پشت چشمان تو طلوع می کند!

 


 

 

هــــی لعنتی 

دوستـتـ دارم هایتـ را

 

لوله کردمـ و پیچیدمـ

 

تـوی سیگارم

 

اتش زدمـ و دودشان کـردمـ!

.

.

.

چون خنـده دارند

 


 


✿✿ "چشمهایم" را بشـــنو... دهانم پُر از سکوت اســـــــت ✿✿

ماهیها چقدراشتباه میکنند،
قلاب، علامت کدامین سؤال است که بدان پاسخ میدهند؟
آزمون

زندگی ما پر از قلابهائیست که وقتی اسیر طعمه اش میشویم تازه میفهمیم ماهیها بی تقصیرند!

حسد
کینه
خشم
لذت
غرور
انزجار
انتقام
ترس
شهوت…
من

اسیر کدامین طعمه خواهم شد؟
"خداوندا دانشی عطا فرما تا از کنار این قلابها بگذرم که شاید

دیگر فرصتی برای برگشتن به پاکی دریا نباشد"

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند...


(دکتر علی شریعتی)


 

تا دیدار تو 

یک شیشه فاصله است و من 

مثل ماهی 

میانِ تُنگ 

و تُنگ 


میان دریا

آه، اگر بشکند این دیوار شیشه‌ای!

 

تو به سُهراب بگو:

من اگر در تپشِ باغ٬ خدا را دیدم

به سخن خواهم گفت:

که خدایا ...!

اینجا٬

دلِ پُر دردِ دعا٬

تَنگِ آرامشِ گرمایِ پُر از مهرِ تو است ...

تَنگِ یک شاخه گُلِ باغِ بهشت ...

تَنگِ رویایِ عبور از هَوسِ سرخِ گناه ...

گوشه چشمَت٬ همه رویایِ من است ...!

خدایا دیگر به جهنمت نیازی نیست !
روزگاری شده که ما آدمها
همدیگر را بهتر میسوزانیم 
حتی در روزهای بارانی !
 

این نگاهت 
چه استادانه
همهمۀ سکوت را می شکند 
و من چه ناشیانه 
تو را با واژه های پر سروصدا 
می سُرایم..
وقتی از تو می نویسم 
کلمات در برابر چشمانم می رقصند
حضورت در شعر من 
موسیقی لطیفی ست که جهانم را می نوازد..

 

درظلمت شب‎
به شهادت مهتاب‎
دردادگاه عشق‎
اقرارمیکنم که خسته ام‎
وتو حکم را به مرگ خودصادرمیکنی‎
عشق من
اگرمن باتوخسته ام بی تومیمیرم‎
این را نمیدانی؟؟‎‎

 

 

ازمن دلخوری
بامن حرف نمیزنی
انگارفرصنگها ازتودورم
قلبم ضعف میرود برای صدایت ،برای دیدنت
گوشی را برمیدارم
شماره ات را میگیرم 
خداخدامیکنم گوشی را برداری
یک بوق   دوبوق          سه بوق          چهاربوق          قلبم تند میزند        پنج بوق
صدای الودرگوشم می پیچد         قلبم ازتپش می افتد
ببخشید عزیزم میدونم اذیتت کردم اما من خیلی دوستت دارم خودت بهترمیدونی
وصدایت را میشنوم
چیزی نشده عشقم منم خیلی خیلی خیلی دوستت دارم

                                  دلخوشم به این دوستت دارم های ساده 

امشب بازخراب توام
بازامشب بیخوابم
موسیقی وموسیقی و موسیقی
وهجوم خاطرات تو
سرم سنگین است 
به دیوارتکیه می دهم  
سرما تمام وجودم را تسخیرمیکند
سایه سیاه تنهایی تمام خانه را پرمیکند
نمیدانم چندباراین آهنگها تکرارشدو تکرارشدو تکرارشد
فقط وقتی که خورشید ازپنجره به اتاقم سرک کشید
گونه های بارانیم را ازاوپنهان میکنم

 

 

 

*تورامیخواهم*
                       چشمانت را                               تا خیره شوم در آن
                       دستانت را                                تا بفشارمشان
                        و بگویم از درد هایم
                                                     از این دل پر غصه
وتوعاشقانه به آغوشم کشی    به لبخندی
           و به گوشم نجوا کنی
                         آرام باش گلم        چیزی نیست        من کنارتم ای عشق

 

+ نوشته شده توسط امین در جمعه یکم آذر 1392 و ساعت 16:55 |




ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﯼ . . .


ﻧﮕﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺯﺩﯾﺪﯼ . . .


ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﭘﮋﻣﺮﺩﯼ . . .


ﺩﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﮔﺮﻓﺘﯽ . . .


ﺻﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯽ . . .


ﻧﺎﻥ ﻭ ﻧﻤﮑﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﯼ . . .


ﺣﺘﯽ ﻧﻤﮑﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺘﯽ . ..


ﻫﻤﻪ . . .ﺣﻼﻟﺖ ﺑﺎﺷﺪ !


ﺟﺰ " ﻟﺮﺯ ﺩﻟﻢ ﺩﺭﺍﻭﻟﯿﻦ نگاه!"


ﺣﺮﺍﻣﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ

عشــــــــــــــــــــــــــق،خودش خواهد امد..نمیتوان آن فرار کرد.


عشــــــــــق خودش اهسته اهسته می اید...


در گوشه قلب مهربانت ارام و بی صدا مینشیند..


و تــــــــــــو متوجه اش نخواهی بود...


و بعد ذره ذره قلبت را پر میکند..


کم کم مثل ساقه «مهرگیاه» در تمام جانت می پیچد ...


و ریشه می دواند،


به طوری که بی ان نمیتوانی نفــــــــــــــــــــــــــــــس بکشی.


+ نوشته شده توسط امین در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 و ساعت 8:25 |
تاسوا و عاشورای حسینی برشما وتمام شیعیان جهان تسلیت باد
+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 و ساعت 10:28 |
باسلام 

ماه محرم ماه شهادت ابا عبدا...حــــــــــــــــــــسین برتمام شیعیان تسلیت باد

+ نوشته شده توسط امین در سه شنبه چهاردهم آبان 1392 و ساعت 16:16 |