دلتنگی

گاهی

دلم بی هوا ، هوایت را می کند

هوای تو ، تویی که هیچ وقت هوایم را نداشتی

 

عکس

 

تنهایی استخوان سوز است

حتی در عاشقانه ترین ساعت ها … 

خسته ام از تو نوشتن

کمی از خود می نویسم

این منم که دوستت دارم …

عکس

چند وقتیست هر چه می گردم

هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما گاهی حرف میزند

گاهی فریاد می کشد

و من همیشه به دنبال کسی میگردم 

که بفهمد این نگاه خسته چه می خواهد بگوید …

 

آن روز که تو رفتی
از آن سو
و من هم از این سمت،
دنیا به دو پاره شد

به سویی و به سمتی

 

 

آنـــــقـَـدر پـُشــتـــِ سـَـرَت آب ریخــتــمــــ…
کــ ه تَـمـامـــِ کـوچـه سـَـبـز شـُـد !
پـــس چـِـرا نـیـامـدی ؟!
که بفهمد این نگاه خسته چه می خواهد بگوید … 

نوشته شده توسط امین در ساعت 13:38 | لینک  | 

دختره نوشته گذاشته:

فرهاد من کجاست که ببیند لیلی در آتش عشقش خاکستر شده…

:|

والا تا اون جا که من خبر دارم فرهاد چشمش دنبال شیرین بود نه لیلی

تورو خدا قبل شکست عشقی خوردن ، یه کم در حوزه ادبیات مطالعه کنید …

نوشته شده توسط امین در ساعت 10:53 | لینک  | 

دلم تنگ است...
دلم اندازه حجم قفس تنگ است
سکوت از کوچه لبریز است
صدایم خیس و بارانی ست
نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانیست ...

نوشته شده توسط امین در ساعت 10:50 | لینک  | 

تنهایى
چیزهاى زیادى به انسان مى آموزد
اما تو نرو

بگذار من نادان بمانم…!!!

 


دوری از من!
اما… 

به تو اندیشی  

سردش بود… 


دلم را برایش سوزاندم…!

گرمش که شد، با خاکسترش نوشت

خداحافظ

عکس

 

تو یعنی قبله گاه یاس بودن / تو یعنی یک بغل احساس بودن

تو یعنی تا خدا پرواز کردن / تو یعنی عشق را آغاز کردن

تو یعنی نام شیرین را ربودن / تو یعنی کوه کن فرهاد بودن

و من یعنی عطش یعنی شقایق / تو معشوقی و من تنهای عاشق . . .
دن را،عادتی ساخته ام بهر تنهایی خویش… 
 

آغوشت را تـــــــنگ تر کن...

حســـــــــادت میکنم به هــــــــــوایی که میان من وتوست

آغوشت را تنگتر کن....

بـــی مرز میــــــــخواهمت ....

 

 

می گی عاشق بارونی

ولی با چتر میری زیر بارون

می گی عاشق برفی

ولی طاقت یه گوله برف و نداری

می گی عاشق پرنده ای

ولی میزاریش تو قفس

انتظار داری نترسم وقتی میگی:<<عاشقی...>> 

 

 

 

نوشته شده توسط امین در ساعت 13:57 | لینک  | 

عشــــقت شوخــــی زیبایی بود

که با قلــــــب من کردی

زیبــا بـــــود …

امّا…شوخی بــود

حالا . . .

تو بی تقصیری!

خدای تو هم بی تقصیر است

 

 

تمام این تنهایی تاوان اشتباه خود

 

بهترین احــساس...

رسیدن به آرامــــش است ...

کنار کسی که ...

تو را می فهمد و دوستت دارد ...

 من است

 


چهار فصل زندگی را عشق است . . .

اگر لحظه ای تو یاد من باشی ! ! !



شبی شاید امشب

زیر نور یک واژه خواهم نشست

و هم زمان با پایان آخرین برگ خاطراتم

خواهم نوشت ...

" پایان "



گاهی دلم هوس شیطنت می کند

از همان شیطنت هایی که

حرف تو پشت بند آن است

که می گویی

" مگه دستم بهت نرسه "

 

نوشته شده توسط امین در ساعت 10:41 | لینک  | 

اول به نام عشق . . . دوم به نام تو . . . سوم به یاد مرگ . . .

بر لوح شیشه ای قلبت بنویس :

یا تو و عشق ، یا من و مرگ زمان!

به من آموخت که دست دادن معنی رفاقت نیست ….

بوسیدن قول ماندن نیست …..

و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست !
.
.
.

مرداب برای به دست آوردن نیلوفر سالها میخوابه تا آرامش نیلوفر بهم نخوره.

پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش سالها صبر کن !

.
.
.

همه لرزش دست و دلم از آن بود

که عشق پناهی گردد،

پروازی نه

گریزگاهی گردد.

آی عشق آی عشق

چهره ی آبی ات پیدا نیست.

.
.
.

نه به دیروز هایی که بودی می اندیشم . . .


نه به فرداهایی که شاید بیایی . . .


میخواهم امروز را زندگی کنم . . .


خواستی باش . . .خواستی نباش . . .

.
.
.

عشق من

نگو بار گران بودیم و رفتیم . . .

نگو نامهربان بودیم و رفتیم . . .

اخه اینها دلیل محکمی نیست . . .

بگو با دیگران بودیم و رفتیم . . .

.
.
.

میدانی رفیق . . .هر چقدر هم بگویی :

مرد ها فلان . . . زن ها فلان . . .

تنهایی خوب . . . و از این حرفها . . .

هر چقدر هم که مغرور باشی آخر روزی قلبت برای یکی تندتر میزنه . . .

شک نکن . . .

نوشته شده توسط امین در ساعت 10:34 | لینک  | 

آرزوهایم....
191.jpg

فقط تنهایی....

تنها نشسته ام...

چای مینوشم، و بغض می کنم !

هیچکس مرا به یاد نمی آورد !

این همه آدم، روی کهکشان به این بزرگی !

و من ...

حتی آرزوی یکی نبودم ...

این روزها....
"این روزها جای خالی " تـو " را با عروسکی پر می کنم ...!
همانند توست ، مرا دوست ندارد ...

احساس ندارد !

اما هر چه هست...

" دل شـکـســتـن " بلد نیست ...


Naghmehsara.ir80o8.jpg





چقدر باید بگذرد؟؟؟؟؟

چقــدر باید بگذرد؟؟

تا مـن

در مـرور خـاطراتم

وقتی از کنار تــو رد می شوم.

تنـــم نلــرزد

بغضــم نگیــرد.


عکس عاشقانه


برچسب‌ها: جملات زیبا, جملات غمگین, جملات احساسی
[ 10Comment ] - [شنبه سوم اسفند 1392] - [mohadeseh]
خاطره...

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﺷﺪﯼ ...
ﺗﯿﮏ ﺯﺩﻥ ✔

ﺑﮕﻮ ﺑﺨﻨﺪ →

ﺩﻭﺳﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ♂

ﺩﻭﺳﺖ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ♀

ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺘﯿﻢ ♬

ﮐﻮﻓﺖ ...

ﺯﻫﺮﻣﺎﺭ ...

ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﺍ ﺗﻌﻄﯿﻞ ... ✘!!!

ﻓﻘﻂ ﻭ ﻓﻘﻂ ﻣﻦ . . .

ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﻡ !
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﺕ . . .
ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﺕ . . .
ﺷﯿﻄﻨﺘﺎﺕ . . .
ﻏﺼﻪ ﻫﺎﺕ . . .
ﺍﺧﻤﺎﺕ . . .
ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺕ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ !!
ﺗﻮ ﻓﮏ ﮐﻦ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﻢ
و چه زیبا گفت فروغ :


تنها صداست که میماند


و امان از صدای او که ابدی شد در گوش من …


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

آن شب …


که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را …


تماشا می کرد …


آن شب که شب پره ها …


عاشــقـــانه تر …


نــــور را می جســـتند …!


و اتاقم …


سرشار از عطر بوسه و ترانه بود… !


دانستم…


تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی…!

 

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

نوشته شده توسط امین در ساعت 8:41 | لینک  | 

دریـــــــــــــــــــــــــــــــا

به ما گذشت نیک و بد، اما تو روزگار فکری به حال خویش کن، این روزگار نیست

 

 

این چندمین شب است که من با تو نیستم
این چندمین شب است که در شعله زیستم

این عکس اول است که با هم گرفته‌ایم 
من بی‌قرار مستی لبخند کیستم؟!‏ 

این عکس دوم است در آغاز تشنگی 
هم بغض آب قمقمه‌ات را گریستم 

این عکس آخر است که لبخند می‌زنم 
این‌جا کمی شبیه به زخم تو نیستم؟ ‏

این عکس آخر است که با هم گرفته‌ایم 
از ترس مرگ نیست که در عکس نیستم 

بر سنگ تابناک تو رمزی نوشته است 
دیگر اجازه نیست کنارت بایستم 

امشب تمام خاطره‌ها را گریستم 
این چندمین شب است که من بی تو نیستم


 

امـــروز نــه چـایـــ م دارچیــن داشـت
نـه قهـــوه ام شکــر
نــه اینکــه نــخواهـم
حـــوصله اش را نــداشتــم
یعنـــی مــی دانـــی..
امـــروز نــبـودم
نــه!
امـــروز اصــلا نـبـــودم
مــن کـه خیلــی وقـــت اسـت
نـ.یـ.سـ.تـ.مـ..
امـــروز آفتــاب بـــود..بهــــار بــــود...
راحـــت بگویــمــت
امـــروز تــــو بایـــد مــی بـــودی
همـــه ی روزهـا بـه کنــار
تــو امــروز را عجیــب بـه مــــــن

وبه چشمهای منتظرم 

بـ.د.هـ.کـ.ا.ر.ی. . .


 

 

تورا گم کرده ام امروز...

وحالا لحظه های من گرفتارسکوتی سرد وسنگینند.

وچشمانم که تا دیروزبه عشقت می درخشیدند،

نمی دانی چه غمگینند.

چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو

نمیدانم چه خواهد شد؟؟؟

پرازدلشوره ام،بی تاب ودلگیرم 


کجا ماندی که من بی توهزاران بار

درهرلحظه می میرم!!!
نوشته شده توسط امین در ساعت 9:49 | لینک  | 

اس ام اس غمگین جدایی عاشقانه

سخت است بغض داشته باشی و بغضت را

هیچ آهنگی نشکند جز صدای کسی که دیگر نیست

اس ام اس غمگین عاشقانه

قلبم این روزها سخت درد می کند

کاش یک لحظه می ایستاد تا ببینم دردش چیست ؟


اس ام اس غمگین عاشقانه

تو با من تموم کردی

من هم بی تو …

اس ام اس غمگین عاشقانه

کلافه ام شبیه کرمی که نمی داند

ماهی را از زندگی رها کند یا گنجشک را از مرگ

اس ام اس غمگین عاشقانه

هنوز مثل سابق مهربانم

اما دیگر کسی صدایم نمی کند مهربانم …

اس ام اس غمگین عاشقانه

وقتی می گویند نیست

کاغذ را گفته باشند یا برق را یا هرچه را ، فرقی ندارد

من یاد تو می افتم !

اس ام اس غمگین عاشقانه

روی دیوار روی سایه ای که به جا مانده از تو چشم می کشم

و دهانی که بخندد به این همه تنهایی و انتظار !

این خانه بعد از تو فقط دیوار است

و تکه ذغالی که خط می کشد نیامدنت را …

اس ام اس غمگین عاشقانه

درد یعنی او هست اما نه برای من …

اس ام اس غمگین عاشقانه

مرا چه به فال حافظ که یوسفم را سال هاست گرگ خورده است

و در قحطی عشق چنان به سنگ ها دلبسته ام که حتی

میان فال ها هم کلبه ی احزان من گلستان نمی شود

اس ام اس غمگین عاشقانه

تمام ذهن مرا گرفته است

نام تو

یاد تو ، کلام تو ، نگاه تو ، صدای تو

ولی دستانم خالیست !

نوشته شده توسط امین در ساعت 8:53 | لینک  | 

موهایم را آنقدر کوتاه میکنم



تا خاطره انگشتانت را از یاد ببرند . . .



دیری نمی پاید ، خاطراتت دوباره می رویند . . . !




 


در تو صیادى ست با آب و دانه و هزار چاقوى تیز



و در من حماقتى گنجشک وار که آسوده مى کشاندم بر بام تو !


بیا باران را دعوت کنیم


به جشن دلتنگی رازقی


بیا دوباره عادت کنیم


به بغض غریبانه عاشقی





 قصــّه ي اصحاب کهف يک شوخيــست ...



اينجا يک روز که بخوابــي همه تو را از ياد مي برند ! !



گفتي با من بمان!


با تبسمي تلخ گفتم، مي مانم


گفتي با من بخند


اشکم را قورت داده و خنديدم


گفتي با من راه بيا، قدم به قدم


من شانه به شانه آمدم


من !


ماندم، خنديدم ، عشق ورزيدم


اما تو رفتي و گفتي


مگر عشق رسيدن و ماندن است؟!


مو به مو که نمي شود همه چيز را گفت


من به اندازه موهايت،


به تمام آن چيزها که قرار بود بينمان بماند،


وفادار ماندم …






ديگــر قـــاصـدک هــا بـه دست مـــا نميرسنــد!


چـــون شــرم دارنــد پيغــــام چنــد نفــــر را


بـِــه يـــک مقصـــد ببــــرنـــد..!!



من چشمهايـــم را بستم و تو قايــم شدي..


من هنـــوز روزها را مي شــمـــــــــــارم!…


و تـــو پيدا نميشوي !


يا من بازي را بلــد نيستم ،



يا تو جر زدي..!!


گفته بودند که از دل برود يار چو از ديده برفت


سالها هست که از ديده‌ي من رفتي ليک


دلم از مهر تو آکنده هنوز


دفتر عمر مرا


دست ايام ورقها زده است


زير بار غم عشق


قامتم خم شد و پشتم بشکست


در خيالم اما


همچنان روز نخست


تويي آن قامت بالنده هنوز


در قمار غم عشق


دل من بردي و با دست تهي


منم آن عاشق بازنده هنوز


آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش


گر که گورم بشکافند عيان مي‌بينند


زير خاکستر جسمم باقيست


آتشي سرکش و سوزنده هنوز




بي تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند

سالها، هجري و شمسي، همه بي‎خورشيدند


از همان لحظه که از چشم يقين افتادند

چشم‎هاي نگران آينه‎ي ترديدند


نشد از سايه‎ي خود هم بگريزند دمي

هر چه بيهوده به گرد خودشان چرخيدند


چون به جز سايه نديدند کسي در پي خود

همه از ديدن تنهايي خود ترسيدند


غرق درياي تو بودند ولي ماهي‎وار

باز هم نام و نشان تو ز هم پرسيدند


در پي دوست همه جاي جهان را گشتند

کس نديدند در آيينه به خود خنديدند


سير تقويم جلالي به جمال تو خوش است

فصل‎ها را همه با فاصله‎ات سنجيدند


شب من پنجره اي بي فردا



روز من قصه ي تنهايي ما



مانده بر خاک و اسير ساحل



ماهي ام ، ماهي دور از دريا

نوشته شده توسط امین در ساعت 20:4 | لینک  |